آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )

پيشگفتار 16

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )

بارى حضرت پدرم مىفرمودند : « نقل مىكنند كه آخوند خراسانى در اواخر عمر خود مىگفت : مشروطه را چون انگور سركه انداختيم تا براى زندگانى مردم چاشنى شود و آن را طعم بهترى بخشد ، اما اجانب نگذاشتند زمانش فرا رسد و سركه دست بيايد ، شرابش را به مردم دادند » . اگر اين مطلب تنها نقل باشد باز هم زبان حال بسيارى از مشروطه‌خواهان آن زمان است كه با صدها آمال و آرزو با سرى سرشار از شوق اصلاح‌طلبى و دلى لبريز از عشق نجات وطن و بهبود زندگى هموطنان ، دارالشوراى دورهء اول را به جريان انداخته و خوشباورانه پذيرفتند كه ديگران نيز چون آنان از سرچشمهء شريعت سيراب شوند ، امّا دور چنان گرديد و كار به جايى رسيد كه بدمستىهاى بيگانگان و خوش‌رقصىهاى بيگانه‌پرستان ، آنها را ناكام و سرخورده به انزواى ركود سياسى و حسابرسى فعّاليت‌هاى خويشتن كشانيد . نويسندهء اين كتاب نيز از جمله همين افراد بود . افرادى كه خود مشوّق جانبازى دليران بودند ، بعد از ديدن آن همه فداكارى ، شجاعت ، پاكباختگى از مردم با خلوص ، يكباره نگاه گردانيدند و اهداف بلند خود را دست‌مايهء اغراض بيگانه ، و فرصت‌طلبان را بر سر خوانى كه بر روى خون اين عزيزان گسترده شده بود ، نشسته ديدند و رهبران خود را قربانى يافتند . آنگاه براى مصونيت از آلودگى خود را كنار كشيدند و آنچه بر صفحات تاريخ نگاشته بودند ، با نگاهى ديگر مرور كردند و به همين دليل حضرت پدرم مطالب زير را نقل مىفرمودند : « پدر ما پس از انحلال مجلس اوّل ، از سياست كناره گرفت . بعد از آن براى مبارزه با

--> - همان كتاب ، ج 1 / ص 518 و در 21 مهر 1304 كميسيون بودجهء مجلس مبلغ چهار هزار و پانصد تومان به حقوق محمد حسن ميرزا وليعهد افزود . از اين تاريخ دريافتى وى در ماه چهارده هزار و پانصد تومان خواهد بود . همان كتاب ، ج 1 / ص 520 [ يعنى اگر اضافه حقوق شش ماه و نيم وليعهد را به حدود 160 نفر نمايندگان دورهء اوّل كه طلب هريك از آنان هزار و هشتصد و پنجاه تومان مىشد ، پرداخته بودند ، حق مادى آنها ادا شده بود ! ] در 28 اسفند 1306 مجلس شوراى ملى با يك صد تومان اضافه حقوق وكلاى مجلس موافقت كرد با اين اضافه حقوق دريافتى وكلاى مجلس در ماه به سيصد تومان رسيد . همان كتاب ، ج 2 / ص 57 .